
|
شطحيات عموقاسم | |
|
يا خود خدا 2 من دارم رها می شوم. با کسی که از ترس محکم چسبیده بازوانم را... بی تکیه گاهی که با دو دستم بچسبم بازوانش را. نمی دانم چگونه باید زیست و چه باید کرد... همه آنانی که رهایم کردند را می بخشایم... امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء... عموقاسم، ،
بنال بلبل
اگر با منت سر زاريست:
0
بلبل ناليده!
و زندگی همچنان در گذر است... 2 - کعبه یک سنگ نشانی ست که ره گم نشود حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست... - فکر نمی کردم اینقدر دلم توی مدینه اسیر بشه... فکر نمی کردم که فاطمه اینقدر غریب باشه... نمی فهمیدم پیغمبر چی می کشیده... نمی دونستم غربت بقیع یعنی چی ... - البیت بیتک، والحرم حرمک، و هذا مقام العائذ بک من النار... و چه ساده بیرون اومدم از حرمش و وارد آتش دنیا شدم... - خوشا حاجی ناجی برگردد... عموقاسم، ،
بنال بلبل
اگر با منت سر زاريست:
6
بلبل ناليده!
| |
|
| منوی اصلی |
| وضعيت Messenger |
| لينکستان عمو |
| لوگو |
| بازديدکنندگان |
| پستهاي قبلي عمو |
| دفترچه يادبود عمو |
|
|
|
|